السيد جعفر السجادي
135
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
حيث مرتبهء ذات و حقيقت ( زيرا حركت در هر مقولهاى انتقال از حدى به حدى است بالاتر كه كليهء حدود در اصل ذات و ماهيت متحداند ) و غير او است از حيث وجود و كمال ( زيرا وجود نهايت وجودى است جديد و حاصل از حركت و وجودى است كامل بر خلاف وجود در بدايت ) لذا بين جنت هبوط ارواح كه در نزد محققين از اهل عرفان و شريعت ، به نام موطن عهد و اخذ ميثاق از ذريهء آدم ناميده شده است و بين جنت صعود اشباح « 1 » مطابقت است . زيرا حركات وجود در قوس نزول بر حدود يعنى در مقابل حدود حركات وجود در قوس صعود است ، غايت الامر بر سبيل تعاكس ما بين دو سلسله ( بدين معنى كه هر حدى از حدود حركات سلسله نزولى در برابر حدى از حدود حركات سلسله صعودى است كه متعاكسا در مقابل يكديگر قرار گرفتهاند . . هر مرتبهاى از مراتب هريك از اين دو سلسله ، نظير مرتبهاى است از سلسلهء ديگر كه در برابر آن قرار گرفته است ، نه عين آن از هر جهت ؛ و الا تحصيل حاصل لازم مىآيد و تحصيل حاصل محال است و به همين جهت عرفا گفتهاند « انّ اللَّه لا يتجلّى فى صورة مرّتين » خدا دو مرتبه در يك صورت تجلى و خودنمايى نمىكند بلكه در هر صورتى فقط يك مرتبه تجلى مىكند و در هر آنى در صورت خاصى تجلى مىكند و ايشان دو سلسلهء سير نزولى و سير صعودى وجود را به دو قوس دايره تشبيه كردهاند ، براى اشعار به اين نكته كه حركت ثانوى وجود ، يعنى حركت صعودى ، حركت رجوعى و انعطافى است ، نه حركت استقامى . و اما در مورد مكان بهشت و جهنم بايد گفت كه براى آنان مكانى در ظواهر اين عالم جسمانى نيست . زيرا اين عالم ، عالمى است محسوس و هر چيزى كه با اين حواس پنجگانه ظاهرى محسوس مىگردد از سنخ عالم دنيا است . در حالتى كه بهشت و جهنم موعود از سنخ عالم آخرت است ( و عالم آخرت با اين حواس ظاهرى محسوس نخواهد بود ) بلى مكان بهشت و جهنم در درون حجب سماوات و ارض است ( كه هر آنكه به مضمون آيات شريفهء « إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ . وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ . وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ وَ أَلْقَتْ ما فِيها وَ تَخَلَّتْ » ( زمانى كه آسمان بشكافد و مطيع خداوند گردد و اطاعت او حق است . و زمانى كه زمين كشيده شود و آنچه را كه در درون دارد بيرون ريزد - سورهء انشقاق ، آيات 1 - 4 ) و آيات شريفهء « إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ . وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ . وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ . وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ . عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ ( چون آسمان شكافته شود - و ستارگان پراكنده گردند و درياها در هم آميزند و گورها زير و رو شوند . هر كس بداند كه در گذشته چه كرده است - سورهء انفطار ، آيات 1 - 5 ) اين حجب جسمانى سماوى و ارضى برداشته شوند و باطن اين عالم جسمانى ظاهر و آشكار گردد آن گاه مكان بهشت و جهنم و جايگاه آنان معلوم خواهد شد و هر كس از مأواى خود و باطن و سراير خويش آگاه خواهد گشت . زيرا كرارا گفتهايم كه عالم آخرت در باطن عالم دنيا است . زيرا عالم آخرت عالمى است كه صور حقايق و بواطن و سراير كه در زير حجابهاى جسمانى پنهان شده بودند ، آشكار
--> ( 1 ) شواهد ، صص 418 - 436 .